فرهاد ميرزا

74

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى )

عمارت ديگر عرض‌اوده‌سى است . در آن‌جا تخت طلاى دانه‌نشان است كه تخت جلوس است . قديم آن‌جا سفرا را پذيرايى مىكرده‌اند كه به عرض مىرساندند - اوده تركى رومى است به معنى اطاق و سى حرف نسبت است - به منزل كه مراجعت كردم رضا بيك سرعسكر دولت عثمانى - كه چندين مرتبه معزول شده و منصوب شده است ، در زمان سلطان محمود خان خدمت‌ها كرده و مابين‌چىباشى بوده ، از هفتاد سال زيادتر دارد و خيلى پيرمرد مبادى آداب خوش‌رويى است - به ديدن آمده بود . كمال افندى كه در عهد شاهنشاه مرحوم به تهران آمده بود و دو سال در تهران اقامت داشته و اكنون پاشا است به اتّفاق ايشان بودند . حالا وزير اوقاف است و وقتى هم كه اعليحضرت شاهنشاهى در سنهء يك هزار و دويست و هشتاد و هشت هجرى به زيارت عتبات عاليات رفته بود ، مشاراليه از جانب دولت عثمانى به جهت آن‌كه فارسى مىدانست به منصب پاشايى سرافراز شده به مهماندارى رفته بود . بعد « ناظم افندى » كه در تهران مدت‌ها « شارژدفر » بود به ديدن آمد . روز دوشنبه پانزده شوال : برحسب اتفاق بين الطلوعين هوا صاف بود . تابش ماه و درخشيدن شفق مشرقى عكسى در آب دريا انداخته بود كه خيلى تماشا داشت . پس از طلوع آفتاب روى بغاز قلاته را چنان مه و ضباب گرفت كه خانه‌هاى قلاته نمايان نبود و آفتاب « كالملاحف المعصفره » بر در و ديوار تابش داشت . پس از نيم ساعت مه و دبمه تمام شد ، « هواء كايام الهوا فرط رقة * و قد فقد العساق فيها العواذلا » بعدازظهر با جناب وزير مختار به خانهء عبد الله عكاس رفته عكس انداخت [ يم ] . بعضى ايستاده با لباس رسمى و بعضى نشسته با لباس غيررسمى . صورت شاهنشاه مرحوم محمد شاه را كه ميرزا ابو الحسن نقاشباشى كشيده بود دادم عكس بيندازد كه هيچ از آن شبيه‌تر صورتى نبود [ تا ] آن صورت مبارك انتشار يابد . از آن‌جا به جامع سلطان سليمان اول رفتيم . الحق بعد از اياصوفيه بناى عالى است و از مساجد خوب دنيا است . يحتمل كه نظير نداشته باشد . چهار ستون بلند يكپارچه دارد كه دايرهء هريك تقريبا پنج ذرع است . سلطان سليمان اول پسر سلطان سليم است كه در نهصد و بيست و شش جلوس كرده و پس از حكمرانى چهل و هشت سال در سنهء نهصد و هفتاد و چهار تاج و تخت را وداع كرد . محاصرهء اول وينه در زمان او در سنهء نهصد و سى و شش اتفاق افتاد . القصه ، از آن‌جا به موزهء اشكال ينگىچرى 51 رفتيم كه به آن لباس‌هاى غريب و صورت‌هاى مهيب از موم ساخته و نگاهداشته‌اند . آن‌چه دانستم اغلب آن اشكال عامدا عالما چنان مهيب ساخته‌اند كه در نظر مردم اين زمان محل حيرت و استهزاء باشد . هيئت و تركيب لباس دور نيست كه آن‌طور بوده باشد . صدراعظم عمامهء سفيد به تركيب شاه كلاه ايران به قدر